تبليغاتX
صعب روزی...

صعب روزی...

زیرکی را گفتم این احوال بین ، خندید و گفت / صعب روزی، بوالعجب کاری ،پریشان عالمی

از اون لحاظ !!

 

۱ ) بسيار زيبا بود سخن رييس جمهور محترم در باب لزوم تنقيه اقتصاد ! . احتمالاً اين خبر هم مثل خبر انحلال شوراي ذخيره ارزي ،خيلي وقت بوده كه عمل مي شده و صدايش تازه در آمده است . به هر حال بنده از طرف خودم و بقيه مردم ايران اعلام مي كنم كه ايشان ديرگاهي است اقتصاد و ما مردم را تنقيه نموده اند !

***

 

آزار : اذیت ، آزردن . عمل جوانانی که به سمت سربازان بیچاره  و مظلوم  سنگ پرتاب می کنند .

آسان : آنچه سخت نباشد . مانند کنکور دستیاری پزشکی !

آسمان : محلی سابقا آبی که شی معلوم الحال طلایی رنگی  با نام خ – خانم !! از آن آویزان و مشغول جلوه گری بود . به حمدا… امروزه با تلاشهای شبانه روزی مردم و مسئولین جلوی این حرکات و رنگ آمیزی های جلف گرفته شده است .

آسته : حرکتی احتیاط آمیز  که باعث جلوگیری از نوش جان کردن ضربات شاخ از گربه پدر سوخته می گردد . متبحرترین مردمان در این کار مسلمانان می باشند .  ( ر- ک به اخبار عکس العمل ایشان در مقابل هتک حرمت به قرآن کریم ، مسجدالاقصی و … )

آشکار : واضح ، شفاف ،  پاسخ مسئولین  !!!

آشغال : ماده ای که آن را می توان در ساعتی از ساعات شبانه روز پشت در گذاشت ، به جز 21 . ( انجمن حمایت از گربه ها !! )  

آمریکا : مجموعه ایالاتی متحد  شده برای  نجات دهی ، آزادی بخشی ، دلسوزی ، اشک تمساح و ...

آنسو ( ی پرده ) : خبری نیست ، باور کنید !!

آنی : سرعت خدمات مسئولین برای رفع همه نوع مشکل از بزرگ و حاد و بحرانی و عادی و بچه بازی و چه و چه ... البته بعضی ها به اشتباه به فرآیند تعویض بروبچه های دور و بر مدیر بعد تعویض ایشان نیز آنی می گویند . ولی آن بعضی ها کور خوانده اند و باید بدانند که مردم شریف و نازو گل و بلبل ، عمرا حرفهایشان را باور کنند .

آوار : مهمان ناخوانده ، خصوصا اگر بخواهد به عنوان چشم روشنیِ میزبان بخت برگشته ، برایش دموکراسی بیاورد !!

آواز : از صادرات هر مادر ماهی که تصادفا یکی بهش گفته که : فلانی ، تو هم صدات بد نیست ها !!

ابداع : پیدا کردن راههای جدید برای مسائل قدیمی . همان کاری که هشت سال پیش برادران آنوری مان کردند و امسال عزیزان اینوری ...

بیت :

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت بر زین گهی زین به پشت !!!

ظاهرا قدیمها برای خودش کاخی داشته و برو بیایی .

مصرع : بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع ... کذا و کذا .

کاخ ابداع = مرکز ثبت اختراعات قدیم !

ابر : از باریدنی ها . گر چه بعضی وقتها آنقدر نمی بارد و نمی بارد که مسئولین را مجبور به بارور کردن مصنوعی خود می کند و بعد راهش را می کشد و می رود در افغانستان می بارد ،  نامرد !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:6  توسط بنده خدا  | 

قدیم تر ها در نشریه آینده سازان ستونی داشتم به نام : از اون لحاظ . حالا دیگر ندارمش ولی مطالبش را که دارم ! پس .... از این پس هر چند وقت یکبار « از اون لحاظ » با ما باشید حالش را ببرید !!!

از اون لحاظ ( ۱ )

آغاز : شروع . مثل شروع کلنگ زنی ساخت کارخانه کشک سابی علی آباد کتول ، شروع فاز طراحی کارخانه کشک سابی علی آباد کتول ، شروع فاز حفاری زیر زمین کارخانه کشک سابی ... ( البته همه این شروع ها نیازمند طی مراسم رسمی می باشد!)

آگاه : باخبر . صفت اهدا شده به  من و شما ( البته در بعضی روزهای خاص ) توسط اینوری ها و اونوری ها .

آگاهی : قبول داشتن آنچه ما می گوییم !

آگهی : قبول کردن آنچه ما می گوییم !

آلی : (عالی ) کلمه ای است که دانش آموزی پای برگه های مقشش ! نشان مامان می دهد و اصرار  می کند که آن را خود خانم معلمش نوشته !!

آمار : معنی قدیم : تعدادی دقیق از هر چیزی . معنی مدرن : نظر شخصی ، مقدار شکمی

آمپول : کلمه ای که آدم با شنیدن نام آن در قسمتهای خاصی از مانه بدن دچار سوزش می شود .

آموختن : یاد گرفتن . استعداد خاص بر و بچز ! در شیوه های دعوا ، راههای فرار ، کلید های میان بر گیم ، خالی بندی و اصولا هر چیزی غیر از درس !

آموزش : یاد دادن . شاید هم یاد ندادن . به هر حال مهم شهریه ان است !

آموزشگاه : محل صدور و دریافت انواع چک ،گذاشتن قرارهای سینما ، پارک ، کافی شاپ و ... ، خرید (زبانم لال ) سوالات کنکور و ...

آزاد : رها ، بی قید و بند . شبیه ساکنین جزایر تفریحی گوانتانامو ، ابوغریب و …

آزادی : چیزی که همگان برای بدست آوردنش نهایت تلاش را می کنند و پس از دستیابی نمی دانند با آن چکار کنند!

آزادی بخش : کسی که آزادی را با تشویق و ترغیب و حتی شده زورکی و البته بدون هیچ چشمداشتی برای مردم بی جنبه ای می بخشد که پر رو پر رو می آیند و علیه او شعار می دهند .

آزاد اندیش : همه کسانی که مثل من فکر می کنند !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:12  توسط بنده خدا  | 

۱- دایی ات خیلی دوستت خواهد داشت .

۲- چون دایی ات خیلی دوستت دارد ٬ می شوی سرپرست یک وزارتخانه ! ( به به ! )

۳- مهمترین مزیت خواهرزادگی : فاملیت شبیه دایی جان نیست ! ( به به ! خیلی ممنونم !) اینطوری دایی جان می تواند هم زمان به قاطعیت انقلابی با فامیل بازی مبارزه کند و هم خواهرزاده اش را دوست داشته باشد .

۴- راستی حال خواهرزاده جناب رییس جمهور مبارز در وزارت صنایع خوب ان شاء الله ؟!! خدا ببخشدش  چه بزرگ شده ماشاالله !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:40  توسط بنده خدا  | 

به مناسبت نامه پر مهر و محبت ناشران به وزارت ارشاد بابت تشکر از اینکه وزارتخانه کذا از کله صبح تا بوق سگ مواظب است تا یکهو خدای نکرده منحرف نشوند و شدیداْ در حال ممیزی کتابهاست و این حرفها ...

 

ای خردمند عاقل و دانا

که ندادی هنوز ایمانا

هوشیاری هنوز و بیداری

توی صحنه همیشه ای مانا

مشت کوبی به ضرس قاطع خویش

خون کنی اجنبی رو ادهانا

می فشاری تو بر مواضع خویش

نفروشیش هیچ ارزانا

عشق تسبیحی و محاسن و ریش

عابد و زاهد و مسلمانا

در صف امت سرافرازی

توی هر کوچه و خیابانا

مطمئنا به روز سوم تیر

رای دادی به مرد مردانا

هستی آگاه از مسایل روز

داخل باغی و به جریانا

هر اخبار ساعت 9 را

می کنی گوش تا به پایانا

فیلم و شو های مبتذل حتی

ننمایی نگه به مهمانا

لحظه دیدن موارد زشت

فحش و لعنت کنی به شاهانا

گول تبلیغ دشمنان نخوری

نشوی با پِخی تو لرزانا

سفت و سختی تو بر عقیده خود

شل نگردی به هیچ امکانا

*

ای خردمند عاقل و دانا

منشین بی خیال و افتانا

که شده در بسیط مملکتت

در ری و ساوه و خراسانا

توی تبریز و بانه و ساری

یا نه اصلا به کل ایرانا

کارهایی کثیف و زشت و پلید

همه مورد ، به جان تو جانا !

زین همه مهملات بی ترتیب

دل هر مومنی هراسانا

می شود چاپ ضد ارزشها

همه با نام شعر و رمانا

قرتیان جدید روشنفکر

باز کردند باز دکانا

می شود این کتابها سبب

انحراف همه جوانانا

داده هشتاد درصد آنها

همه بر باد دین و ایمانا

و نویسندگان آن بی شک

ریزه خواران پست شیطانا

همه شان اسمهای مشکوکند

همه قاچاقچیند و دزدانا

کامو و کوندرا و گلشیری

م . امید و ریسی دانا

*

 ای عزیزان عاشق و دلسوز

مطمئنا به محض فرمانا

می نماییم برگزاری ما

جشنهای کتاب سوزانا

به شما ملت همیشه در

صحنه هم می رسد فراخوانا

که بیایید جمعان جمع است

توی روغن کنیم ما نانا

قرتیان را تمام سر ببریم

سرشان را منار جنبانا

تا پس از این سری نجنبانند

لانه هاشان کنیم ویرانا

*

ها چه فکریده اید ، قرتیها !

اینم از گوی ما و میدانا

سر خود را بدزد بعد از این

ای خردمند عاقل و دانا ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:53  توسط بنده خدا  | 

جان من حکایت ما نیست ؟ هست دیگه !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 13:47  توسط بنده خدا  |