تبليغاتX
صعب روزی

صعب روزی

زیرکی را گفتم این احوال بین ، خندید و گفت / صعب روزی، بوالعجب کاری ،پریشان عالمی

از نامه هاي پستچي فضول

سلام باباجان ! حالت خوب است ؟ ننه خوب است ؟ آبجي ،داداش ، عمو ، عمه ، خاله ، دايي ... همه خوبند ؟ الحمداله ! اگر حال من را هم پرسيده باشي ، بد نيستم اگر اين جناح اون وري بگذارد ! توي نامه قبلي ات گفته بودي ننه نگران من است . صد بار گفتم براي ننه روزنامه ورزشي بخريد تا نگران حضور علي كريمي در تيم ملي باشد تا من ! حالا روزنامه سياسي خريده ايد ،‌چرا صاف رفته ايد و روزنامه اردوگاه روبرو را گرفته ايد ؟ كمك اقتصادي هم كه بهشان كرده ايد . اصلاً روزنامه 400-300 توماني آنها بهتر است يا روزنامه 50 توماني ما ؟ مگر نمي دانيد كه آنها از جناح مخالف مايند ، حمله مي كنند! يك وقت مي زنند ان وسط به ننه ما ، حالا كي جواب بدهد ؟ باباجان شما چرا ؟ به ننه بگو به جاي ضعف نشان دادن پيش در و همسايه ، برود يك اسفند مشتي سفارشي برايمان دود كند تا بلكه يك بلايي سر چشم آن جناح كذا بيايد ، حال كنيم !

من بازهم مي گويم  كه استعفا نداده ام و براي خودم مسئولي هستم به چه گلي ! اخبار را هم فقط از برنامه اخبار ساعت 9 شب گوش كنيد . يك وقت « 20:30» نبينيد ها . آنها مي گويند « يكي » ، شمافكر مي كنيد ماييم . ما نيستيم ، آنهايند ! يك وقت هول نكنيد .

من اينجا دارم با قاطعيت با گراني و مافيا و غول هاي اقتصادي و مديريت ناكارامد جهان و نابرابري هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي جهان و تورم جهان و چيزهاي ديگر جهان مبارزه مي كنم و زياد وقت ندارم . از دور مي بوسمت ، براي روزنامه ورزشي ننه هم به بچه ها سفارش مي كنم خودشان بياورند در خانه !

امضا : مسئول

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:17  توسط بنده خدا  | 

از اون لحاظ 3

ابرو : آب باریکه ، حقوق ، معیشت یا چنین چیزهایی .قرار است ابروی همه را درست کنند ، فقط خدا کند چشممان کور نشود !!

ابلاغ : آگاهی رساندن . در دو نوع خصوصی و عمومی وجود دارد . از خصوصی ها مانند : مزایده و مناقصه های نان و آبدار و از عمومی ها هم مثل :تمدید زمان قرعه کشی بانک ها و شرکت جماعت در فلان جا برای زدن مشت محکم و این حرفها.         

ابله : آدمی که تو این دوره و زمانه چیز مهمی را از دست نداده است !

ابلیس : سابقا شیطان بود ، ولی بعد از دیدن شیطانی های بر وبچه های گونتانامو و ابوغریب ، عجالتا زد گاراژ !

ابوعطا : آواز قورباغه هایی که فعلا راست و چپشان را قاطی کرده اند !!

ابوطیاره : پدر بزرگ هواپیما ، پدر طیاره ! وسیله ای که باید از فرودگاه بلند شود ، اما موقع فرود به فرودگاه خاصی احتیاج ندارد و هر جا که دلش خواست می نشیند ( می افتد ! ) مثل رودخانه کن ، ارتفاعات خرم آباد ، کویر لوت و ...

ابهام : چون در کشور ما وجود خارجی ندارد ، لازم به معنی کردن هم نیست !

آپارتمان : مجموعه لانه های زنبوری با مقامت فوق العاده در برابر زلزله های 2 ریشتری که توسط عزیزان انبوه ساز ناز ِ طناز ِگل پیاز  به بهره ! برداری رسیده است .

اتحاد : مجموعه اتفاق نظر در مورد آنچه که من می گویم !

اتحادیه اصناف : مجموعه مهمی که هر سال سر قیمت با این وری ها ( صنف مورد نظر ) و آنوری ها ( مردم) چانه می زنند و آخرش هم قیمتها را طی لیست پر طمطراقی به همه اعلام می کنند . می گویند در بلاد کفر ، این اتحادیه ها به کارهای بی ارزش و کم اهمیتی مثل طرفداری از حقوق اصناف و تاثیر گذاری بر جامعه اقتصادی و سیاسی می پردازند . فاعتبروا ...

اتم : کوچکترین ماده ای که مسبب بزرگترین دردسرها شده است !

بیت : اتم نبین که ریزه              بشکن ببین چه جیزه !!!

اتمام حجت : اقدام شجاعانه و متهورانه ای که دو سال است توسط ایران و اتحادیه اروپا به صورت کَلینگ ! (caling!) انجام می شود .

اتمسفر : هوای دور زمین . می گویند چند سالی است دارد از یک سوراخ به این بزرگی پنچر می شود !!

اتوبوس : کلمه ایست مخصوص استفاده خود فروشهای وابسته به اجنبی ، ما ایرانی های اصیل به خاطر پاس داشتن زبان فارسی می گوییم : خودرو جمعی بزرگ ! (ر ک به : خودروی جمعی بزرگ ! )

اتوبوس رانی : رک به : شرکت واحد خودرو جمعی بزرگ رانی !!

اتومبیل : خودرو ، وسیله ای که حرکت کند و مسافر سوار کند و نان آور خانواده باشد و کلی کارهای دیگر هم  ... !

اتیکت : چیزی که از ده سال پیش همهء همهء همهء فروشگاههای مملکت به یقه جنسهایشان چسبانده اند و الحمدا... مشکل گرانی و تورم را ریشه کن کرده اند !

اثاث : خرت و پرت ، برای ما مستاجرها : وسایلی که باید سالی یکبار (بلکه هم دوبار ! ) جمع شوند و بسته بندی شوند و چیده شوند و شکسته شوند و ...

اجازه : مجموعه دم تکانی های بعضی ها برای گرفتن یک لیوان آب سبک از بعضی های دیگر !

اجانب : دایه های مهربانتر از مادری که به خاطر بسط  مرحوم دموکراسی حاضرند از جان بچه های خود بگذرند .

اجتماع : جمع شدن افرادی به دورهم که همه شان فکر می کنند بقیه فقط به خاطر حمایت از اندیشه او آنجایند .

اجرا : فاز آخر پروژه سازندگی . بحمدا... مسئولین محترم با تلاشهای شبانه روزی خود تا بحال فازهای دادن وعده ، کلنگ زنی ، سخنرانی در باب مزایای طرح ، صابون کشی به دل مردم و سوزاندن ذل های مربوطه را افتتاح کرده اند !

اجرت :مزد ، حقوق ، وجهی که بابت کار می گیرند ( البته اگر بعد از کسورات قانونیی مثل بیمه عادی و مکمل وخانه و خانواده  ، بازنشستگی ، پس انداز اجباری ، قبض آب و برق و تلفن و گاز و ... چیزی از آن بماند !! )

اجل : انواع گوناگونی دارد مانند : معلق (طلبکار) ، غیر معلق (اقساط فیش حقوقی ) ، برگشته ( قبض آب و برق ) و ...

اجلاس : حرکتی کاملا فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و غیره ای است که حداقل اگر مشکلات مردم را حل نکند ، مشکلات مدعوین محترم را تا چند وقتی حل می کند .

اجماع : دود سفید ، عملی است که قبل از حل شدن آن  معمای شیرین !! ناممکن و غیر قابل معامله و بعد از اعلام نتیجه انتخابات ناگزیر می شود !

اجنبی : امروزه به مدد تکنولوژی روز در انواع درجه خلوص100% (اسراییل و آمریکا) 80% (اروپا ) 50% (روسیه ) 20% (چین ) و 5-1 % ( کشورهای دوست و همسایه مثل پاکستان ، افغانستان ، بورکینافاسو ، جزایر میو میو و سایر بستگان سببی و نسبی !! ) در بازار موجود است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:57  توسط بنده خدا  |