تبليغاتX
صعب روزی - از اون لحاظ نوروزی !!

صعب روزی

زیرکی را گفتم این احوال بین ، خندید و گفت / صعب روزی، بوالعجب کاری ،پریشان عالمی

از اون لحاظ نوروزی !!

پیک شادی : مجموعه پنج صفحه سوال ، ده صفحه نقاشی ، دو صفحه لطیفه و یک صفحه مثلا تحقیق که می توان همان شب اول تعطیلی با کمک و همت متخصصان داخلی ( بابا و مامان و عمو و خاله و ... !) فیتیله پیچش کرد .

تحویل سال : رفتن سال « بنزین چقدر گرون می شه ؟ » ، « حقوق ها  چقدر زیاد می شه ؟» ، « پول تو جیبی منو زیاد می کنین ؟» و آمدن سال « بنزین گرون شد » ، « حقوق ها هشت درصد زیاد شد » ، « تورم 18 درصد رفت بالا » ، « پول تو جیبی من 40 درصد زیاد شد » ، «بابا  باز هم امسال برای خودش کفش نخرید ...»

چهارشنبه سوری : شبی که اگر در یک کشور دیگر اتفاق می افتاد ، مردم فکر می کردند جنگ جهانی سوم شروع شده است !

حاجی فیروز : از نسلهای منقرض شده عید که در دوران انسان نئاتردال بی سواد ِ بی کلاس ِ ضایع ِ امل ، می خواند« ابراب خودم سامیلی بلیکم !...»

سیزده به در : یک چیزی تو مایه های شوکران ، زهر شیرین ، حال قبل از ضد حال ، چه می دانم !

عقب افتادن از درس  : بهانه ای برای کلاس فوق العاده ، مشق فوق العاده ، مهمانی نبردن فوق العاده و ...

عمو نوروز : بنده خدایی که چند سالی است به خاطر گرانی های شب عید ، ننه سرما را کاشته و  این طرف ها آفتابی نمی شود !

عید : اتفاقی که بچه ها از سیزده به در تا 28 اسفند انتظارش را می کشند !

عید دیدنی : مراسمی که باید یک ساعت شق و رق و تر و تمیز و بی سر صدا تحمل کنی ، برای اختتامیه !

عیدی : اختتامیه عید دیدنی ! پولی که از جیب بزرگترها به شکم بچه ها واریز می شود !!

لباس نو : نوعی لباس که برای بچه هایی که امروزه ماهی یک دست لباس عوض می کنند ، زیادی بی مزه است !!

هفت سین : مجموعه ای از:

سماق ( برای مکیدن در سال جدید !)

سرکه ( برای ترشی انداختن دخترهایی که در کنکور امسال هم قبول نشوند !)

سیر ( که شدیدا طعنه می زند به پیاز کیلو ششصد تومان !)

سمنو ( که شرط می بندم اگر یک مادر بزرگ توی خانه نباشد از چهارشنبه بازار خریداری می شود !)

ساعت ( که بیچاره دو سالی است مانده سر سال ، چه خاکی توی سرش بکند ، عقب برود یا جلو !)

سکه : ( برای ... به هیچ دردی جر تلفن زدن نمی خورد . خب من که می دانم شما سکه طلا نمی گذارید پای سفره !)

سبزه (که بر لب جویی رسته است که در آن آب فاضلاب جاری است و نمی شود لبش نشست و گذر عمر را تماشا کرد !)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 14:22  توسط بنده خدا  |